السيد محمد حسين الطهراني

71

معاد شناسى (فارسى)

كه ازهرجهت مشابه با عالم عينى خارجى گردد ؛ حكيم يعنى كسى كه صورت انسانيّت را تامّ و تمام كرده و خود را عالَم عقلى نموده است . همانطور كه ما در خارج يك عالم طبعى داريم ، حكمت علميّه و عمليّه كه سير آفاقى و انفسى است علماً و عملًا انسان را يك عالم عقلى مىكند ؛ و آن انسان ، انسان مجرّد است و آن انسانى است كه از زمان و مكان خارج است ؛ و تحديد و تضييق جهات او را محدود و مقيّد نميكند ؛ و آن انسانى است كه اقرب حجب بسوى خداست و آن انسانى است كه اسم اعظم خداست ؛ و از فرشته برتر است . و آن انسانى است كه بين او و حضرت احديّت هيچ مَلك مقرّب و پيامبر مرسل نمىتواند فاصله شود . اين انسان به مقامى كه أوّلُ ما خَلَق الله است ميرسد ؛ و فانى در عقل كلّ و نور كلّ ميگردد ؛ و از او به انسان مُقرّب و مُخلَص تعبير مىنمايند ؛ و ليكن بعد از فناء كه به عالم بقاء بقاء پيدا كرده است و جامع جميع صفات حقّ متعال و اسماء حسناى او شده است ، و نه تنها در ذات خدا بلكه تمام اسماء و صفات حقّ در او ظهور و بروز كرده است ؛ اينست صورت انسانيّت . مراد از صراط مستقيم در قرآن على بن أبى طالب است حال اگر ما واقعاً بخواهيم مصداق اتمّ و اكمل براى چنين صورت فعليّه اى در خارج بيابيم ، آيا أمير المؤمنين علىّ بن أبى طالب عليه السّلام نخواهد بود ؟ يعنى اوست كه وجودش ، سرّش ، عقيده‌اش ، حركتش ، فعلش ، ظاهرش ، باطنش ، دنيا و آخرتش ، جسم و روحش ،